بله كسانى كه ايمان به آخرت ندارند و از انجام واجبات و ترك كارهاى حرام سر باززده اند و از هيچ گونه ستم و ظلم و حرام خوارى و عياشى و آدم كشى و غيره، كوتاهى ننموده اند، حتما بايد از مرگ بترسند.
در كتاب نفيس و ارزشمند مجموعه ى ابن ابى فراس [1] حالات و گفتار بعضى افراد را در هنگام مردن مى نويسد:
از جمله
معاويه، كه گفت اى كاش من يك مرد عادى از قريش بودم و به حكومت و رياست نرسيده بودم.
عبد الملك مروان در هنگامى كه آثار مرگ را در خود ديد گفت: مرا دور شهر دمشق بگردانيد؛ در حال گردش، چشمش به گازرى افتاد كه در حال شستن لباس با دست بود و بعد با چوب مخصوص به آن مى كوبيد. گفت: به خدا سوگند آرزو دا
ترس و خوف پسنديده، خوف و خشيت از عظمت خدا و ذات كبرياى اوست كه در اصطلاح به آن «رهبت» گويند و نيز خوف از گناهان و معصيت هاست. هر اندازه معرفت انسان به ذات بارى تعالى بيش تر باشد و عظمت و قدرت او را درك نموده باشد، خوف او زيادتر مى شود؛ زيرا كمال معرفت در دل و جان اثر مى گذارد.
إنما يخشى الله من عباده العلماء إن الله عزيز غفور؛[1] فقط از بين بندگان خدا، دانشمندان حقيقى از او بيم دارند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
انا اخوفكم من الله [2]؛ ترس من از خدا، از همه ى شما بيشتر است.
هم چنين مى فرمايد:
من كان بالله اعرف كان من الله اخوف [3]؛ هركس معرفتش به خداى متعال بيش تر باشد، خوف
ناگفته نماند كه خوف از خدا نبايد بيش از حد متعارف باشد كه به حد قنوط و يأس و نوميدى از رحمت خداى رحمان برسد؛ و اين ناپسند و مذموم است و چه بسا موجب زياد كردن گناه و شايد كفر و ضلالت گردد؛ چنان كه بعضى از گناهكاران مى گويند:
مى دانم كه جهنمى هستم و خدا مرا نمى بخشد. اين گونه گفتار، در احاديث و آيات، نهى شده اند. خداوند تعالى مى فرمايد:
قل يا عبادي الذين أسرفوا على أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعا إنه هو الغفور الرحيم؛[1] بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم نموده ايد، از رحمت خدا نوميد نشويد؛ به راستى خداوند تمام گناهان را مى آمرزد؛ زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.